سه‌شنبه , می 18 2021
خانه / سبک زندگی اهل بیت / تفسیز جزء بیست یکم: گفتگو با غیر مسلمان نیز باید با بهترین شیوه باشد / در انفاق و کمک،خویشان بر دیگران مقدّمند/ دعای مضطرّ مستجاب می شود / شبهات را بدون پاسخ نگذارید / بی اعتنایی گنهکار به تذکّر،بدتر از گناه است / دشمن از مذهب،علیه مذهب استفاده می کند
1620136283 unnamed file 660x330 - تفسیز جزء بیست یکم:  گفتگو با غیر مسلمان نیز باید با بهترین شیوه باشد /  در انفاق و کمک،خویشان بر دیگران مقدّمند/ دعای مضطرّ مستجاب می شود  / شبهات را بدون پاسخ نگذارید / بی اعتنایی گنهکار به تذکّر،بدتر از گناه است  /  دشمن از مذهب،علیه مذهب استفاده می کند

تفسیز جزء بیست یکم: گفتگو با غیر مسلمان نیز باید با بهترین شیوه باشد / در انفاق و کمک،خویشان بر دیگران مقدّمند/ دعای مضطرّ مستجاب می شود / شبهات را بدون پاسخ نگذارید / بی اعتنایی گنهکار به تذکّر،بدتر از گناه است / دشمن از مذهب،علیه مذهب استفاده می کند

قرانپ

شفقنا-جزء بیست ویکم از ۴۶ سوره عنکبوت آغاز و تا آیه ۳۰ سوره احزاب ادامه دارد.
به گزارش مجله امام زمان به نقل شفقنا بخش عمده آیات سوره روم،به ذکر نعمت های الهی در آسمان و زمین و نظام زوجیّت در گیاهان و حیوانات،آفرینش انسان از خاک و پیوند زن و مرد،تلاش در روز و خواب در شب،بارش باران و وزش باد و حیات زمین پس از مرگ می پردازد.
سوره لقمان نیز نصایح و موعظه های حکیمانه ی لقمان به فرزندش است و سوره سجده نیز مباحث گسترده ای در مورد مبدأ و معاد و سرانجام کافران آمده است تا موجب تقویت ایمان مؤمنان و پایداری آنان در برابر فشار دشمنان گردد.

وسوره  احزاب درباره علاوه بر جنگ احزاب،مسائلی در مورد ظهار و طلاق جاهلی،احکام پسرخواندگی، موضوع حجاب و توجّه به معاد در این سوره مطرح شده است.

گفتگو با غیر مسلمان نیز باید با بهترین شیوه باشد

وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْکِتابِ إِلاّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنّا بِالَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ إِلهُنا وَ إِلهُکُمْ واحِدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ«۴۶»

و با اهل کتاب جز با بهترین شیوه مجادله نکنید،مگر ستمگران از آنان،و (به آنان)بگویید:ما به آنچه(از سوی خدا)بر ما و شما نازل شده ایمان داریم،و خدای ما و خدای شما یکی است و ما تسلیم او هستیم.

نکته ها:

*«جدال»در لغت به معنای به هم تابیدن است.به گفتگوهای دو نفر که با هم درگیری لفظی پیدا می کنند تا بر یکدیگر پیروز شوند،جدال می گویند.

«جدال احسن»به گفتگویی گفته می شود که همراه آن طعنه،استهزا،ناسزا و اهانت نباشد، بلکه بر اساس استدلال و محبّت و با انگیزه های اصلاحی باشد.از کلمه ی «قُولُوا» بعد از سفارش به جدال احسن،استفاده می شود که این لحن آیه،خود نمونه ی جدال احسن است.

*امام صادق علیه السلام نمونه جدال احسن را آیات آخر سوره ی یس معرّفی فرمودند که شخصی استخوان پوسیده ای را پودر کرد و گفت: «مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ» کیست این را زنده کند؟! قرآن پاسخ داد که «قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّهٍ» همان که اوّل به آن روح داد بعد هم آن را زنده می کند.

پیام ها:

۱- گفتگو با غیر مسلمان نیز باید با بهترین شیوه باشد. «لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْکِتابِ إِلاّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»

۲- جدالی مورد پذیرش است که محتوای آن و شیوه و الفاظش احسن باشد.

«بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»

۳- تبادل نظر و گفتگوی صحیح میان مکتب ها،فرهنگ ها و امّت ها مورد قبول اسلام است. «بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»

۴- مخاطبانِ خود را بشناسیم و با هر دسته به نوعی مناسب برخورد کنیم.زیرا برای ستمگران،منطق،گفتگو و نرمش کارساز نیست. «إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا»

۵-همه ی مخالفان اسلام،ستمگر نیستند. «إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ»

۶- در گفتگوها،قبل از اظهار عقیده و نظر،آنچه را که مورد اتفاق است مطرح کنیم. «إِلهُنا وَ إِلهُکُمْ واحِدٌ»

۷- ایمان به تنهایی کافی نیست،تسلیم و اطاعت نیز لازم است. آمَنّا … نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

___________________________

وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ«۶۹»

و کسانی که در راه ما(تلاش و)جهاد کردند،راه های(قرب به)خود را به آنان نشان خواهیم داد و همانا خداوند با نیکوکاران است.

پیام ها:

۱- برای رسیدن به هدایت ویژه ی الهی،تلاش لازم است و باید گام اوّل را خود انسان بردارد. «جاهَدُوا – لَنَهْدِیَنَّهُمْ» ،چنانکه در جای دیگر می فرماید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ یَنْصُرْکُمْ»

۲- گاهی،یک گام و یک لحظه تلاش خالصانه،هدایت و نجات ابدی را به دنبال دارد.( «جاهَدُوا» به صورت ماضی و «لَنَهْدِیَنَّهُمْ» به صورت مضارع و مستمرّ آمده است.)

۳- در مدیریّت و رهبری،لازم نیست تمام ابعاد کار از روز اوّل روشن باشد، همین که گامی الهی بر داشته شد،در وسط راه،هدایت های غیبی می آید.

«جاهَدُوا – لَنَهْدِیَنَّهُمْ»

۴- آنچه به تلاش ها ارزش می دهد،خلوص است. «فِینا»

۵-راه های وصول به قرب الهی،محدودیّتی ندارد. «سُبُلَنا»

۶- به وعده های خداوند اطمینان داشته باشیم. «لَنَهْدِیَنَّهُمْ» (حرف لام و نون تأکید،نشانه های تأکید است)

۷- نشانه ی نیکوکار بودن،تلاش در راه حقّ و اخلاص است. «جاهَدُوا فِینا – لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»

۸-همراه بودن خدای بزرگ با بنده ای ضعیف،یعنی رسیدن انسان به همه چیز.

«إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» چنانکه در دعای عرفه ی امام حسین علیه السلام می خوانیم:«ما ذا فقد من وجدک و ما ذا وجد من فقدک»هر که تو را یافت،چه کمبودی دارد و هر که تو را از دست داد،چه دارد؟

 

______________________________

سیمای سوره ی روم

این سوره شصت آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

همانند بسیاری از سوره های مکی،موضوع اصلی این سوره،مبدأ و معاد و گفتگوهای اهل ایمان و کفر در این زمینه است.

این سوره با پیشگویی پیروزی رومیان بر ایرانیان در جنگ آغاز می شود و به همین مناسبت،سوره«روم»نام گرفته است.

بخش عمده آیات این سوره،به ذکر نعمت های الهی در آسمان و زمین و نظام زوجیّت در گیاهان و حیوانات،آفرینش انسان از خاک و پیوند زن و مرد،تلاش در روز و خواب در شب،بارش باران و وزش باد و حیات زمین پس از مرگ می پردازد.

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ«۲۱»

و از نشانه های او آن است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و میان شما و همسرانتان علاقه ی شدید و رحمت قرار داد؛بی شک در این(نعمت الهی،)برای گروهی که می اندیشند نشانه های قطعی است.

نکته ها:

یاد خداوند مایه ی آرامش دل و روح است، «بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» و همسر مایه ی آرامش جسم و روان. «أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها»

پیام ها:

۱- آفرینش،هدفدار است. «خَلَقَ لَکُمْ»

۲- زن و مرد از یک جنس هستند.(بر خلاف پاره ای عقاید خرافی و تحقیرآمیز که زن را موجودی پست تر یا از جنس دیگر می پندارند.) «مِنْ أَنْفُسِکُمْ»

۳- همسر باید عامل آرامش باشد نه مایه ی تشنّج و اضطراب. «لِتَسْکُنُوا إِلَیْها»

۴- هدف از ازدواج،تنها ارضای غریزه ی جنسی نیست،بلکه رسیدن به یک آرامش جسمی و روانی است. «لِتَسْکُنُوا إِلَیْها»

۵-نقش همسر،آرام بخشی است. «لِتَسْکُنُوا إِلَیْها»

۶- محبّت،هدیه ای الهی است که با مال و مقام و زیبایی به دست نمی آید. «جَعَلَ» (مودّت و رحمت،هدیه ی خدا به عروس و داماد است.)

۷- هر کس با هر عملی که آرامش و مودّت و رحمت خانواده را خدشه دار کند،از مدار الهی خارج و در خطّ شیطان است. جَعَلَ بَیْنَکُمْ …

۸-رابطه ی زن و مرد،باید بر اساس مودّت و رحمت باشد. «مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً» (مودّت و رحمت،عامل بقا و تداوم آرامش در زندگی مشترک است.)

۹- مودّت و رحمت،هر دو با هم کارساز است.(مودّت بدون رحمت و خدمت، به سردی کشیده می شود و رحمت بدون مودّت نیز دوام ندارد.) «مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً»

۱۰- تنها اهل فکر می توانند به نقش سازنده ی ازدواج پی ببرند. «لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»

___________________________________
دعای مضطرّ مستجاب می شود

وَ إِذا مَسَّ النّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِیبِینَ إِلَیْهِ ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَهً إِذا فَرِیقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ«۳۳»

و هرگاه زیانی به مردم رسد،توبه کنان پروردگار خود را می خوانند و به سوی او باز می گردند؛امّا چون خداوند از طرف خود رحمتی به آنان بچشاند،گروهی از آنان به پروردگارشان شرک می ورزند.

پیام ها:

۱- ضررها از خود ماست،ولی رحمت ها از خداوند است. «مَسَّ النّاسَ ضُرٌّ – مِنْهُ رَحْمَهً»

۲- گروهی از مردم تنها در حال سختی و مصیبت خدا را می خوانند،در حالی که مؤمن باید در همه حال خدا را بخواند. «ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِیبِینَ»

۳- نشانه ی فطری بودن گرایش به خدا آن است که هرگاه سختی ها و فشارها،

غبار غفلت را بر طرف کند،انسان به سوی او توجّه می کند. فِطْرَتَ اللّهِ … إِذا مَسَّ النّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ

۴- انسان،کم ظرفیّت و ضعیف است،با اندکی زیان ناله می کند و با چشیدن رحمت غافل می شود. ضُرٌّ دَعَوْا – رَحْمَهً … یُشْرِکُونَ

۵-رفاه،زمینه ی غفلت است. أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَهً … یُشْرِکُونَ

۶- گروهی از انسان ها ناسپاس اند.(همین که رحمتی می چشند،به جای شکر، شرک می ورزند.) أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَهً … یُشْرِکُونَ

۷- دعای مضطرّ مستجاب می شود. ضُرٌّ دَعَوْا … أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَهً

۸-زندگی بشر،آمیزه ای از تلخی ها و شیرینی هاست. ضُرٌّ … رَحْمَهً

__________________________—

در انفاق و کمک،خویشان بر دیگران مقدّمند

فَآتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ ذلِکَ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ«۳۸»

(اکنون که دانستی توسعه ی رزق به دست خداست،)پس حقّ خویشاوند و تنگدست و در راه مانده را ادا کن.این(انفاق)برای کسانی که خواهان خشنودی خدا هستند بهتر است،و آنان همان رستگارانند.

نکته ها:

در روایات آمده است:همین که این آیه نازل شد،پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فدک را به حضرت زهرا علیها السلام بخشیدند.

گرچه خطاب آیه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است،ولی تمام مردم مخاطب آن می باشند.

مراد از «وَجْهَ اللّهِ» ،نیّت خالصانه در انفاق است،همان گونه که در مورد انفاق اهل بیت علیهم السلام می خوانیم: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ»

پیام ها:

۱- مالک اموال خداوند است،موارد مصرف مال را هم باید خداوند مشخّص کند. «فَآتِ»

۲- در انفاق و کمک،خویشان بر دیگران مقدّمند. ذَا الْقُرْبی … وَ الْمِسْکِینَ …

۳- بستگان بر انسان و دارایی انسان حقّ و حقوقی دارند. «حَقَّهُ» آری، خویشاوندی، زمینه ی پیدایش حقوق است.

۴- فرمان دینی با عواطف طبیعی هماهنگ است.دستور رسیدگی به بستگان فقیر همان خواسته عاطفی انسان است. فَآتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ …

۵-محرومان در مال اغنیا حقّ دارند و در پرداخت حقّشان نباید بر آنان منّت گزارد. «حَقَّهُ»

۶- اسلام،حامی مستضعفان و حاکم اسلامی مسئول فقرزدایی از جامعه ی مسلمانان است.(بنابر این که پیامبر به عنوان حاکم اسلامی مخاطب واقع شده باشد. فَآتِ … وَ الْمِسْکِینَ …

محاسن خانواده‌های پرجمعیت

۷- حتّی ثروتمندانی که موقّتاً گرفتار بی پولی می شوند،باید حمایت شوند. «وَ ابْنَ السَّبِیلِ»

۸-ادای حقوق دیگران ارزش است،نه جمع دارایی و ثروت. «ذلِکَ خَیْرٌ»

۹- ثروت می تواند وسیله ای برای تقرّب به خداوند قرار گیرد. فَآتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ …

یُرِیدُونَ وَجْهَ اللّهِ

۱۰- امتیاز انفاق اسلامی بر انفاق دیگران،قصد قربت است. «یُرِیدُونَ وَجْهَ اللّهِ»

۱۱- امر به نیکی،باید با تشویق همراه باشد. ذلِکَ خَیْرٌ … هُمُ الْمُفْلِحُونَ

۱۲- رستگاری در گرو عمل خالصانه است. «یُرِیدُونَ وَجْهَ اللّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»

_____________________

اگر به خطرات قیامت توجّه کنیم،دینداری ما جدّی می شود

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّهِ یَوْمَئِذٍ یَصَّدَّعُونَ«۴۳»

(حال که دانستی فرجام شرک هلاکت است،)پس به دین استوار ایمان بیاور، پیش از آن که روزی بیاید که برای آن برگشتی از(قهر)خدا ممکن نیست، در آن روز مردم از هم جدا(و دسته دسته)می شوند.

نکته ها:

«یَصَّدَّعُونَ» از«صدع»،به معنای شکستن و پراکندن است.در این جا مراد روزی است که مردم مؤمن از افراد منحرف جدا می شوند و هر یک به سویی می روند.

پیام ها:

۱- هم دین باید محکم،استوار ومنطقی باشد و هم دیندار،جدّی و عاشق.

فَأَقِمْ … لِلدِّینِ الْقَیِّمِ

۲- توجّه به دین باید در متن کارها و با تمام وجود باشد،نه در حاشیه و با کراهت.

«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ»

۳- دین اسلام،بر پا دارنده ی همه ی مصالح فردی و اجتماعی است. «لِلدِّینِ الْقَیِّمِ»

۴- از فرصت ها استفاده کنیم. فَأَقِمْ … قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ

۵-اگر به خطرات قیامت توجّه کنیم،دینداری ما جدّی می شود. فَأَقِمْ … قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ …

۶- رویکرد تمام عیار به دین،سبب نجات در قیامت می شود. فَأَقِمْ وَجْهَکَ … قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ …

____________________________

تلاش برای روزی حلال،سفارش قرآن است

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ یُرْسِلَ الرِّیاحَ مُبَشِّراتٍ وَ لِیُذِیقَکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ«۴۶»

و از نشانه های الهی این است که بادها را می فرستد،تا مژده(باران)دهند و بخشی از رحمتش را به شما بچشاند و کشتی ها به فرمانش حرکت کنند،و شما از فضل او(روزی)بجویید،شاید شکرگزاری کنید.

نکته ها:

کلمه ی«ریح»در مورد بادهای تند و مضرّ و کلمه ی«ریاح»درباره ی بادهای مفید به کار می رود.از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که گاهی هنگام وزیدن باد می فرمود:«اللهم اجعلها ریاحا و لا تجعله ریحا»پروردگارا! این باد را سودمند قرار ده و آن را زیانبار مکن.

برخی از فواید وزش باد عبارت است از:انتقال ابرها و فشردن آنها در یکدیگر،تعدیل گرما و سرما،تصفیه ی هوا و جا به جا کردن هوای سالم،رساندن اکسیژن به انسان ها و کربن به گیاهان،تلقیح و بارور کردن گیاهان،حرکت کشتی ها،تولید برق،پراکنده ساختن بذرها به اطراف و….

پیام ها:

۱- هیچ چیز تصادفی روی نمی دهد،حتّی وزش بادها نیز با اراده ی خداوند حکیم است. «یُرْسِلَ الرِّیاحَ»

۲- آنچه از برکات باد دریافت می کنیم،بخشی از آیات و رحمت های اوست.

مِنْ آیاتِهِ … مِنْ رَحْمَتِهِ

۳- حرکت کشتی در دریا به دست خداست،نه ناخدا! «لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ بِأَمْرِهِ» این خداوند است که با وضع قوانین طبیعت،زمینه حرکت کشتی روی آب را فراهم ساخته است.

۴- تلاش برای روزی حلال،سفارش قرآن است. «لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ»

۵-باد نیز نعمتی است که شکر می طلبد،گرچه ما توجّه نداریم. «لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»

__________________

اَللّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّهً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَهً یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ«۵۴»

خداست که شما را از ناتوانی آفرید،سپس بعد از ناتوانی،قوّتی بخشید، آنگاه بعد از توانایی و قوّت،ضعف و پیری قرار داد؛او هر چه بخواهد می آفریند،و اوست دانای توانا.

پیام ها:

۱- انسان در آغاز خلقت،سراسر ضعف است. «خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ»

۲- توجّه کردن به آغاز تولّد،مایه ی تذکّر و تشکّر است. خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ …

۳- از ضعف و پیری گلایه نکنید که برنامه ی حکیمانه ی خداوند است. اَللّهُ …

جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ ضَعْفاً

۴- مراحل ضعف و قدرت انسان،با یک برنامه ریزی حکیمانه طرّاحی شده است.(تکرار «جَعَلَ» )

۵-آغاز و پایان انسان ضعف است،در چند روزی که توان و قدرت داریم قدردانی کنیم.(یک قوّت میان دو ضعف) «ضَعْفٍ – قُوَّهً – ضَعْفاً» ضعفِ دوران کودکی به قوّت تغییر می کند،ولی ضعف دوم باقی می ماند،زیرا کلمه ی «شَیْبَهً» در کنار «ضَعْفٍ» ،نشان آن است که این ضعف همراه پیری و ثابت است)

۶- کسی که میان دو ضعف قرار گرفته،نباید به چند روز قوّت مغرور شود.

«ضَعْفٍ – قُوَّهً – ضَعْفاً»

۷- اگر اهل نظر باشیم،همه ی هستی کتاب مطالعه است.(باد و باران و حیات
زمین،دوران کودکی و جوانی و پیری انسان.) «مِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَهً»

۸-ضعفِ مخلوق،نشان ضعف خالق نیست. «وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ»

____________________________

نام سیمای سوره ی لقمان

این سوره،از سوره های مکّی است و به مناسبت نام لقمان،که در تمام قرآن تنها دوبار،آن هم در این سوره آمده،لقمان نامیده شده است.ششمین سوره از سوره های هفتگانه«لامات»است که با حروف مقطّعه ی«الم»آغاز شده است.

محتوای سوره ی لقمان را می توان در این موارد خلاصه نمود:

۱- بیان عظمت و اهمیّت قرآن در هدایت بشر.

۲- تقسیم انسان ها به نیکوکار و مستکبر و بیان سرنوشت آنان.

۳- بیان برخی معجزات علمی قرآن از قبیل قانون جاذبه و زوجیّت گیاهان.

۴- نصایح و موعظه های حکیمانه ی لقمان به فرزندش.

۵-دلایل ایمان به مبدأ و معاد.

۶- بیان علوم اختصاصی خداوند،مانند:زمان مرگ و برپایی قیامت.

________________________

شنیدن سخنان لهو و باطل،آمادگی پذیرش حقّ را از انسان سلب می کند

وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِ آیاتُنا وَلّی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِیمٍ«۷»

و هرگاه آیات ما بر او خوانده شود،مستکبرانه روی برگرداند،چنان که گویی آن را نشنیده،گویا در گوش های او سنگینی است،پس او را به عذابی دردناک بشارت ده.

نکته ها:

* کلمه ی«وقر»،به معنای سنگینی است.به افراد با شخصیّت و سنگین نیز باوقار می گویند.

* از این آیه استفاده می شود که افراد متکبّر،حتّی حاضر به شنیدن سخن حقّ نمی باشند.چه رسد به آنکه آن را بشنوند و در آن اندیشه کنند و اگر منطقی نبود نپذیرند.

پیام ها:

۱- شنیدن سخنان لهو و باطل،آمادگی پذیرش حقّ را از انسان سلب می کند. لَهْوَ الْحَدِیثِ … وَلّی مُسْتَکْبِراً

۲- برخی افراد، از هر زبانی آیات الهی را بشنوند،باز هم زیر بار نمی روند. «وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِ آیاتُنا وَلّی مُسْتَکْبِراً»

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من

 آنچه البتّه به جایی نرسد فریاد است

۳- روحیه ی استکباری،مانع پذیرش حقّ و حقیقت است. «وَلّی مُسْتَکْبِراً»

۴- گوش ندادن به سخن حقّ،نشانه ی استکبار است. «مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها»

۵-آن که طالب سخنان باطل باشد،آمادگی شنیدن قرآن را ندارد. یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ … إِذا تُتْلی عَلَیْهِ … لَمْ یَسْمَعْها

۶- مستکبران،سزاوار تحقیر هستند. «کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً»

۷- یکی از شیوه های تبلیغی و تربیتی قرآن،استفاده از مثال و تمثیل است. کَأَنْ …

کَأَنْ …

۸-کسی که حقّ را نمی پذیرد،مثل کسی است که هر دو گوش او سنگین باشد.

«کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً»

_______________________

به گیاهان و سبزی ها و محیط زیست،کریمانه بنگریم که خداوندِ کریم،در قرآن کریم،آنها را کریم خوانده است

خَلَقَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقی فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دابَّهٍ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ«۱۰»

(خداوند،)آسمان ها را بدون ستونی که آن را ببینید آفرید،و در زمین کوه هایی بیفکند که زمین شما را نلرزاند،و در آن از هر جنبنده ای منتشر ساخت؛و از آسمان،آبی فرو فرستادیم پس در زمین(انواع گوناگونی)از جفت های(گیاهان)نیکو و پر ارزش رویاندیم.

نکته ها:

*گرچه به هر موجودی می توان از چند زاویه نگریست،ولی معمولاً هر چیزی در یک جهت و از یک زاویه،اهمیّت و برجستگی ویژه ای دارد.

در این آیه،ویژگی مهمّ آسمان ها و کرات،معلّق بودن آنها و پایه های نامرئی آنهاست.

خصوصیّت مهمّ کوه ها،ثبات و جلوگیری از لرزش زمین است.جهت مهمّ حیوانات،تنوّع و گستردگی آنها در زمین،و ویژگی مهم گیاهان،زوجیّت و پر ارزش بودن آنها است.

*در این آیه،به چند نمونه از اعجاز علمی قرآن در زمانی که بشر حتّی تصور و گمان آن را نیز نداشت،اشاره شده است:

یکی اشاره به ستون ها و اهرم های نامرئی برای استقرار کرات و اجرام آسمانی.یعنی قوّه ی جاذبه و نیروی گریز از مرکز،دو قدرتی که رمز گردش کرات در مدار خود هستند.

اعجاز دیگر،اشاره به محافظت زمین از لرزش،به وسیله ی استقرار کوه ها و همچنین اشاره به قانون زوجیّت در گیاهان می باشد.

پیام ها:

۱- ندیدن،دلیل نبودن نیست.(آسمان ها ستون دارد،گرچه ما آن را نمی بینیم) «بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها»

۲- قبل از هر چیز،استقرار و آرامش لازمه ی زندگی است. «أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ»

۳- نظام حاکم بر زمین،به خاطر انسان است. «أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ»

۴- آب،نعمتی بس بزرگ وبا اهمیّت است.آب،مایه ی رویش وپرورش بسیاری از موجودات است.( «ماءً» ،نکره وبا تنوین آمده که نشانه عظمت است.)

۵-به گیاهان و سبزی ها و محیط زیست،کریمانه بنگریم که خداوندِ کریم،در قرآن کریم،آنها را کریم خوانده است. «مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ»

_________________________

از بهترین راه های تربیت صحیح فرزند،گفتگوی صمیمی با اوست

وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ«۱۳»

و(یاد کن)زمانی که لقمان به پسرش در حال موعظه ی او گفت:فرزندم! چیزی را همتای خدا قرار نده،زیرا که شرک(به خدا)،قطعاً ستمی بزرگ است.

پیام ها:

۱- شیوه های تربیتِ فرزند را از بزرگان بیاموزیم. «وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ»

تفسیر آیاتی از جزء سیزدهم قرآن: ابتدا احراز شایستگی،سپس درخواست مسئولیّت / صله رحم یعنی کمک نمودن نه معامله کردن / با یک شکست یا تجربه ی تلخ،خود را کنار نکشیم/ در هر مقامی هستید والدین خود را بر خود برتر بدانید / به سراغ شانس و نجوم نروید،سرنوشت شما به دست خودتان است / انفاق باید گاهی پنهان و گاهی آشکارا باشد

۲- در موعظه باید ابتدا،ذهن و حواسّ شنونده را به خود متوجّه کنیم. «یا بُنَیَّ»

۳- موعظه باید بر اساس حکمت باشد. وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَهَ … وَ هُوَ یَعِظُهُ

۴- فرزند،به نصیحت نیاز دارد.از فرزندانمان غافل نشویم. «قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ»

۵-در تبلیغ،ابتدا از نزدیکان خود شروع کنیم. «قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ»

۶- از بهترین راه های تربیت صحیح فرزند،گفتگوی صمیمی با اوست. «وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ»

۷- از رسالت های پدر نسبت به فرزند،موعظه است. «قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ»

۸-با نوجوان باید با زبان موعظه سخن گفت،نه سرزنش. «وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ»

۹- موعظه باید با محبّت و عاطفه همراه باشد. «یا بُنَیَّ»

۱۰- یکی از شرایط تأثیر موعظه،احترام و شخصیّت دادن به طرف مقابل است.

«یا بُنَیَّ»

۱۱- در ارشاد و موعظه،مسایل اصلی را در اولویّت قرار دهیم. یَعِظُهُ … لا تُشْرِکْ

۱۲- مهم ترین و محوری ترین بُعد حکمت،توحید است. آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَهَ … قالَ …

لا تُشْرِکْ

۱۳- شرک،بزرگ ترین خطر و اصلی ترین مسئله است،در نزد خداوند،همه ی دنیا متاع قلیل است، «مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ»،ولی شرک ظلم عظیم است. «لَظُلْمٌ عَظِیمٌ» یعنی اگر همه ی دنیا را به کسی بدهند که مشرک شود،نباید بپذیرد.

۱۴- مواعظ خود را با دلیل و منطق بیان کنیم. لا تُشْرِکْ … إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ

_________________________

همه ی انسان ها،در هر رتبه و شرایطی که باشند مدیون والدین هستند
زمان شیردهی

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِی عامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ«۱۴»

و ما انسان را درباره ی پدر و مادرش سفارش کردیم،مادرش او را حمل کرد،در حالی که هر روز ناتوان تر می شد،(و شیر دادن)و از شیر گرفتنش در دو سال است،(به او سفارش کردیم که)برای من و پدر و مادرت سپاس گزار،که بازگشت(همه)فقط به سوی من است.

پیام ها:

۱- از سخن حقّ پیروی کنیم،چه موعظه ی بنده ی خدا باشد، «لُقْمانُ» و چه وصیّت خداوند سبحان. «وَصَّیْنَا»

۲- همه ی انسان ها،در هر رتبه و شرایطی که باشند مدیون والدین هستند. «وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ» ( «الْإِنْسانَ» ،شامل همه ی مردم می شود)

۳- احترام والدین،حقّی است انسانی نه فقط اسلامی،حتّی والدین کافر را باید احسان نمود. «وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ»

۴- آن که زحمت بیشتری می کشد،باید به صورت ویژه تقدیر شود و نامش جداگانه برده شود. «بِوالِدَیْهِ – أُمُّهُ»

۵-در فرمان های عمومی،باید استدلال نیز عام باشد.(چون مخاطب،همه انسان ها هستند،بارداری مادران مطرح است که مربوط به همه ی مردم است و هر انسانی مادر دارد). «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ»

۶- به بهانه آن که کاری،وظیفه ی طبیعی فردی است،نباید از سپاس و احسان او، شانه خالی کنیم.(بارداری،امری طبیعی است،ولی ما مسئولیّت داریم که به مادر احترام گذاریم و از زحمات او قدردانی کنیم). «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ»

۷- یادی از گذشته ها کنیم تا روحیّه ی شکرگزاری در ما زنده شود. «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ»

۸-دوران بارداری و شیردادن،از عوامل پدیدآورنده ی حقوق مادر بر فرزند و مهم ترین دوران شکل گیری شخصیّت فرزند است. حَمَلَتْهُ أُمُّهُ … وَ فِصالُهُ

۹- جدا کردن کودک از شیر می تواند در خلال دو سال باشد و واجب نیست بعد از پایان دو سال باشد.(کلمه ی«فصال»،به معنای بازگرفتن کودک از شیر است و «فِی عامَیْنِ» ،نشان آن است که در لابلای دو سال نیز می توان کودک را از شیر گرفت، گرچه بهتر است دو سال تمام شود.)

۱۰- تحمّل سختی در راه انجام وظیفه،سرچشمه ی پیدایش حقوق فوق العاده است.کسانی که با وجود ضعف و خستگی بار مسئولیّتی را بر دوش می کشند،حقّ بیشتری بر انسان دارند. «وَهْناً عَلی وَهْنٍ»

۱۱- سپاسگزاری از والدین،از جایگاه والایی نزد خداوند برخوردار است. «أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ» بعد از شکر خداوند،تشّکر از والدین مطرح است.

۱۲- سرانجام همه ی ما به سوی خداست،پس از ناسپاسی نسبت به والدین بترسیم. «إِلَیَّ الْمَصِیرُ»

۱۳- ایمان به رستاخیز،انگیزه ی عمل صالح از جمله احسان به والدین است.«إِلَیَّ الْمَصِیرُ»

۱۴- حقِّ خداوند،بر حقّ والدین مقدّم است. «أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ» تشکّر و احسان به والدین،ما را از خداوند غافل نکند.

________________________________________

وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ«۱۸»

و روی خود را از مردم(به تکبّر)بر مگردان،و در زمین مغرورانه راه مرو،زیرا خداوند هیچ متکبّر فخر فروشی را دوست ندارد.

پیام ها:

۱- با مردم،چه مسلمان و چه غیر مسلمان،با خوشرویی رفتار کنیم. «لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّاسِ»

۲- تکبّر ممنوع است،حتّی در راه رفتن. «لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً»

۳- از عامل خشنودی خداوند برای تشویق و از ناخشنودی او برای ترک زشتی ها و گناهان استفاده کنیم. «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ»

۴- به موهومات،خیالات و بلندپروازی ها خود را گرفتار نسازیم. «مُخْتالٍ»

۵-بر مردم فخر فروشی نکنیم. «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ»

__________________________

راه های کسب اخلاص

۱.توجّه به علم و قدرت خداوند.

اگر بدانیم تمام عزّت ها،قدرت ها،رزق و روزی ها به دست اوست،هرگز برای کسب عزّت، قدرت و روزی به سراغ غیر او نمی رویم.

اگر توجّه داشته باشیم که با اراده ی خداوند،موجودات خلق می شوند و با اراده ی او،همه چیز محو می شود.اگر بدانیم او هم سبب ساز است هم سبب سوز،یعنی درخت خشک را سبب خرمای تازه برای حضرت مریم قرار می دهد و آتشی را که سبب سوزاندن است،برای حضرت ابراهیم گلستان می کند،به غیر او متوسّل نمی شویم.

صدها آیه و داستان در قرآن،مردم را به قدرت نمایی خداوند دعوت کرده تا شاید مردم دست از غیر او بکشند و خالصانه به سوی او بروند.

۲.توجّه به برکات اخلاص.

انسان مخلص تنها یک هدف دارد و آن رضای خداست و کسی که هدفش تنها رضای خدا باشد،نظری به تشویق این و آن ندارد،از ملامت ها نمی ترسد،از تنهایی هراسی ندارد،در راهش عقب نشینی نمی کند،هرگز پشیمان نمی شود،به خاطر بی اعتنایی مردم،عقده ای نمی شود،یأس در او راه ندارد،در پیمودن راه حقّ کاری به اکثریّت و اقلیّت ندارد.

قرآن می فرماید:رزمندگان مخلص باکی ندارند که دشمن خدا را بکشند،یا در راه خدا شهید شوند.امام حسین علیه السلام در آستانه ی سفر به کربلا فرمود:ما به کربلا می رویم،خواه شهید شویم،خواه پیروز،هدف انجام تکلیف است.

۳.توجّه به الطاف خدا.

راه دیگری که ما را به اخلاص نزدیک می کند یادی از الطاف خداوند است.فراموش نکنیم که ما نبودیم،از خاک و مواد غذایی نطفه ای ساخته شد و در تاریکی های رحم مادر قرار گرفت، مراحل تکاملی را یکی پس از دیگری طی کرد و به صورت انسان کامل به دنیا آمد.در آن زمان هیچ چیز نمی دانست و تنها یک هنر داشت و آن مکیدن شیر مادر.غذایی کامل که تمام نیازهای بدن را تأمین می کند،شیر مادر همراه با مهر مادری،مادری که بیست و چهار ساعته در خدمت او بود.آیا هیچ وجدان بیداری اجازه می دهد که بعد از رسیدن به آن همه نعمت، قدرت و آگاهی،سرسپرده ی دیگران شود؟ چرا خود را به دیگرانی که نه حقّی بر ما دارند و نه لطفی به ما کرده اند بفروشیم؟!

۴.توجّه به خواست خدا.

اگر بدانیم که دلهای مردم به دست خداست و او مقلّب القلوب است،کار را برای خدا انجام می دهیم و هر کجا نیاز به حمایت های مردمی داشتیم،از خدا می خواهیم که محبّت و محبوبیّت و جایگاه لازم را در دل مردم و افکار عمومی نصیب ما بگرداند.

حضرت ابراهیم در بیابان های گرم و سوزان حجاز،پایه های کعبه را بالا برد و از خداوند خواست دلهای مردم به سوی ذرّیه اش متمایل گردد.هزاران سال از این ماجرا می گذرد و هر سال میلیون ها نفر عاشقانه،پر هیجان تر از پروانه،دور آن خانه طواف می کنند.

چه بسیار افرادی که برای راضی کردن مردم خود را به آب و آتش می زنند،ولی باز هم مردم آنان را دوست ندارند،و چه بسا افرادی که بدون چشم داشت از مردم،مادّیات،نام،نان و مقام،دل به خدا می سپارند و خالصانه به تکلیف خود عمل می کنند؛امّا در چشم مردم نیز از عظمت و کراماتی ویژه برخوردارند،بنابراین،هدف باید رضای خدا باشد و رضای مردم را نیز از خدا بخواهیم.

۵.توجّه به بقای کار.

کار که برای خدا شد،باقی و پا برجا می ماند،چون رنگ خدا به خود گرفته و کار اگر برای خدا نباشد،تاریخِ مصرفش دیر یا زود تمام می شود.قرآن می فرماید: «ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باقٍ»و هیچ عاقلی باقی را بر فانی ترجیح نمی دهد و با آن معامله نمی کند.

۶.مقایسه ی پاداش ها.

در پاداش مردم،انواع محدودیّت ها وجود دارد،مثلاً اگر مردم بخواهند پاداش یک پیامبر را بدهند،بهترین لباس،غذا و مسکن را در اختیار او قرار می دهند،در حالی که تمامی این نعمت ها محدودیّت دارد و برای افراد نااهل نیز پیدا می شود.نااهلان هم می توانند از انواع زینت ها،کاخ،باغ و مَرکب های مجلّل شخصی استفاده کنند.

امّا اگر کار برای خدا شد،پاداشی بی نهایت در انتظار است،پاداش های مادّی و معنوی.

در اینجا نیز اگر درست فکر کنیم،عقل به ما اجازه نمی دهد که پاداش های بی نهایت و جامع را با پاداش های محدود بشری عوض کنیم.
________________________________

سوره سجده

نام سیمای سوره ی سجده

این سوره،سی ایه دارد و در مکّه نازل شده است.

این سوره یکی از ۲۹ سوره ای است که با حروف مقطّعه آغاز و پس از آن از قرآن تجلیل شده است.

یکی از چهار سوره ای است که در آن آیه سجده ی واجب آمده است.طبق حدیثی که در مجمع البیان آمده رسول اکرم صلی الله علیه و آله هر شب قبل از خواب این سوره را با سوره ی مُلک تلاوت می فرمود.

همانند دیگر سوره های مکّی،در این سوره نیز مباحث گسترده ای در مورد مبدأ و معاد و سرانجام کافران آمده است تا موجب تقویت ایمان مؤمنان و پایداری آنان در برابر فشار دشمنان گردد.

تفسیر آیاتی از جز نوزدهم قرآن: مسئولان حکومت تنها بر خبرهای قطعی تکیه کنند/ دروغ،تزویر وعوام فریبی شیوه ی طاغوت است / به طرح های کوتاه مدّت قناعت نکنیم / در مدیریّت و تشکیلات،سهل انگاری ممنوع / انتقاد وحرف حقّ را از هر کس بشنوید و از آن استقبال کنید(سلیمان سخن مورچه را پسندید) / سواد برای زن،یک ارزش است / میدان را برای رقابت صحیح باز گزارید/ملاک،لیاقت و توانایی است،نه جنسیّت

در آیه ۱۵،از رکوع و سجده به هنگام شب که مردم در خواب هستند،به عنوان ویژگی مؤمنان راستین یاد شده و قرائت این آیه نیز سجده واجب دارد.

_______________________
شبهات را بدون پاسخ نگذارید

وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِی الْأَرْضِ أَ إِنّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ کافِرُونَ«۱۰»

و گفتند:آیا همین که(پس از مرگ)در زمین(دفن و پوسیده و)گم شدیم،آیا آفرینش جدیدی خواهیم یافت؟ آری،آنان به ملاقات پروردگارشان کافرند.

نکته ها:

در آیه قبل خواندیم که خداوند وسیله ی درک و فهم(چشم،گوش و دل)را به شما داد و سپس گلایه کرد که شما کم شکر می کنید.این آیه یکی از نمونه های ناسپاسی را بیان می کند که انسان با دیدن این همه قدرت نمایی خداوند،بازهم در برپایی قیامت تردید کنند.

پیام ها:

۱- با نقل شبهات مخالفان و پاسخ قاطع به آنها،مؤمنان را بیمه و واکسینه کنیم.

قالُوا …

۲- آنچه مورد تردید منکران قیامت قرار می گرفت،معاد جسمانی بود. ضَلَلْنا فِی الْأَرْضِ …

۳- شک و تردید خود را با دلایل روشن برطرف کنید و نگذارید به تخریب کشیده شود. أَ إِذا … بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ کافِرُونَ

۴- کفّار نیز تحت تدبیر ربوبیّت خداوند هستند. «بِلِقاءِ رَبِّهِمْ کافِرُونَ»

قُلْ یَتَوَفّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ«۱۱»

بگو:فرشته ی مرگ که بر شما گمارده شده،جانتان را می گیرد،سپس به سوی پرودگارتان برگردانده می شوید.

نکته ها:

کلمه ی«توفی»به معنای باز پس گرفتن کامل چیزی است.با توجّه به این که بدن مرده پس از مرگ در جای خود باقی می ماند،پس مراد از گرفتن به طور کامل،گرفتن روح است که حقیقت انسان است،او اگر رفت،انسان به طور کامل رفته است.بنابراین روح دارای اصالت و استقلال بوده و باقی است و در قیامت همین روح با ملحق شدن دوباره به جسم، برانگیخته خواهد شد.

قرآن درباره ی شیوه ی قبض روح،سه تعبیر دارد:

الف:در یک جا می فرماید:فرشتگان،جان وروح آدمی را می گیرند. «تَتَوَفّاهُمُ الْمَلائِکَهُ»

ب:در آیه ی مورد بحث،مأمور قبض روح را فرشته ای به نام ملک الموت معرّفی کرده است.

ج:در آیه ی ۴۲ سوره زمر این کار را به خداوند نسبت می دهد. «اللّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ»

در جمع این سه آیه شاید بتوان گفت:فرشتگان،روح را می گیرند و آن را به ملک الموت تحویل می دهند و او به خدای متعال تحویل می دهد.چنانکه امام صادق علیه السلام در پاسخ این سؤال که در اطراف جهان افراد زیادی در آنِ واحد می میرند،چگونه ملک الموت در یک لحظه در همه جا حضور دارد؟ فرمودند:«او یارانی از فرشتگان دارد که روح مردم را از اطراف می گیرند،سپس ملک الموت ارواح را از فرشتگان تحویل می گیرد»

شاید هم درجات مردم سبب تفاوت قبض روح آنان می شود به این معنا که مردم عادی را فرشتگان و مردم با تقوا را ملک الموت و اولیای خدا را خداوند قبض روح می کند.

پیام ها:

۱- شبهات را بدون پاسخ نگذارید. قالُوا … قُلْ …

۲- حقیقت انسان روح اوست،همین که روح قبض شد گویا انسان قبض شده است. «یَتَوَفّاکُمْ»

۳- فرشتگان از انجام مأموریّت،شانه خالی نمی کنند. «مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ»

۴- مرگ انسان و دفن او،گامی برای زنده شدن اوست،همان گونه که دفن بذر گامی برای سبز شدن است. «ثُمَّ إِلی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ»

۵- همان خدایی که جان ها را می گیرد،روزی با یک اراده،همه انسان ها را به سوی خود برمی گرداند. «تُرْجَعُونَ»

____________________

بی اعتنایی گنهکار به تذکّر،بدتر از گناه است

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنْتَقِمُونَ«۲۲»

و کیست ستمکارتر از کسی که به آیات پروردگارش تذکّر داده شود،ولی از آنها اعراض نماید؟ البتّه ما از تبهکاران انتقام می گیریم.

نکته ها:

* در آیه ی ۱۵ خواندیم که هرگاه مؤمنان به آیات الهی تذکّر داده شوند،بی درنگ به سجده می افتند؛در برابر این گروه،کسانی هستند که این آیه می فرماید هنگام تذکّر نسبت به آیات خداوند بی توجّهی و اعراض می نمایند.

پیام ها:

۱- اعراض از تذکّرات الهی،بالاترین ظلم به خود و جامعه است. «وَ مَنْ أَظْلَمُ»

۲- خداوند،مؤمن و غیر مؤمن را هر کدام به نحوی تذکّر می دهد. «ذُکِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً» ، «ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ»

۳- بی اعتنایی گنهکار به تذکّر،بدتر از گناه است. «ذُکِّرَ – أَعْرَضَ – أَظْلَمُ»

۴- رحمان و رحیم بودن خداوند،با قهر او منافاتی ندارد. «إِنّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنْتَقِمُونَ»

۵-اعراض از آیات الهی جُرم است و مجرم در معرض انتقام الهی قرار دارد.

«مُنْتَقِمُونَ»

۶- تذکّر و محبّت کافی نیست،در مورد مجرمان،تنبیه و شدّت عمل لازم است.

«مُنْتَقِمُونَ»

_______________________________

سیمای سوره ی احزاب

این سوره در مدینه نازل شده و هفتاد و سه آیه دارد.

یهودیان مدینه،مشرکان مکّه و منافقان پنهان در میان مسلمانان،در سال پنجم هجری برای جنگ با مسلمانان متّحد شدند و پیامبر و یارانش در برابر هجوم آنان،در اطراف مدینه خندق کندند.

این جنگ از آن جهت که توسط گروه های مختلف برنامه ریزی شد،جنگ احزاب،و از آن جهت که مسلمانان برای دفاع از خود،خندق کندند،به جنگ خندق معروف شد.

در مجموع،هفده آیه از این سوره درباره ی جنگ احزاب است و چون در آیات ۲۰ و ۲۲، سه بار کلمه ی احزاب به کار رفته،لذا این سوره،«احزاب»نام گرفته است.

علاوه بر جنگ احزاب،مسائلی در مورد ظهار و طلاق جاهلی،احکام پسرخواندگی، موضوع حجاب و توجّه به معاد در این سوره مطرح شده است.

____________________________

احکام ومسایل حقوقی را در امور خانوادگی جدّی بگیریم

اَلنَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهاجِرِینَ إِلاّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلی أَوْلِیائِکُمْ مَعْرُوفاً کانَ ذلِکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً«۶»

پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است،و همسران او(در حرمت نکاح مانند)مادران مؤمنان محسوب می شوند،و در کتاب خداوند، خویشاوندان(نسبی)بعضی نسبت به بعضی از مؤمنان و مهاجران(که قبلاً بر اساس ایمان و هجرت ارث می بردند،در ارث بردن)اولویّت دارند،مگر آن که بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید(و سهمی از اموال خود را در قالب وصیّت به آنان بدهید)؛این(حکم)در کتاب(الهی)نوشته شده است.

پیام ها:

۱- پیامبر،بر تمام مؤمنان ولایت کامل دارد و ولایت آن حضرت بر مردم،از ولایت خودشان بر امورشان برتر است. «النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ» (در جامعه اسلامی،باید دین سالاری باشد.)

۲- لازمه ی ایمان به خداوند،پذیرش ولایت رسول خداست. «النَّبِیُّ أَوْلی»

۳- احترام همسران پیامبر لازم است. «أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» (حتّی پس از رحلت پیامبر،کسی حقّ ندارد با همسران پیامبر ازدواج کند.)

۴- قرار گرفتن همسران پیامبر به منزله ی مادر،سبب ارث بردن آنان از مردم نمی شود. «وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ»

۵-خویشاوندی و پیوندهای خانوادگی،اولویّت آور است. «أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ»

۶- قوانین ثابت ارث،مانع رسیدگی به وضعیّت دوستان محروم نشود. «إِلاّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلی أَوْلِیائِکُمْ مَعْرُوفاً»

۷- اولویّت خویشاوندان در ارث،بعد از عمل به وصیّت است. وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ … إِلاّ أَنْ تَفْعَلُوا …(آری،اگر فردی وصیّت کرد که بخشی از مال او صرف دوستانش شود،اوّل باید به وصیّت عمل شود و سپس تقسیم شود.)

۸-احکام ومسایل حقوقی را در امور خانوادگی جدّی بگیریم. «فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً»

۹- ثبت و ضبط امور،کاری الهی است. «فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً»

_________________________

تلاش های تبلیغاتی منافقان دائمی است

وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّ غُرُوراً«۱۲»

و آن گاه که منافقان و کسانی که در روحشان بیماری(شکّ و تردید)بود، گفتند:خدا و پیامبرش جز وعده های فریبنده به ما ندادند.

پیام ها:

۱- تلاش های تبلیغاتی منافقان دائمی است. «یَقُولُ الْمُنافِقُونَ»

______________________________

دشمن از مذهب،علیه مذهب استفاده می کند

وَ إِذْ قالَتْ طائِفَهٌ مِنْهُمْ یا أَهْلَ یَثْرِبَ لا مُقامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا وَ یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنا عَوْرَهٌ وَ ما هِیَ بِعَوْرَهٍ إِنْ یُرِیدُونَ إِلاّ فِراراً«۱۳»

و آن گاه که گروهی از آنان گفتند:ای مردم مدینه!(در صحنه جنگ)برای شما جای ماندن نیست، پس برگردید.و گروهی از آنان از پیامبر اجازه (بازگشت)می خواستند (و) می گفتند:همانا خانه های ما بی حفاظ است.در حالی که بی حفاظ نبود و آنان جز فرار(از جنگ)قصد دیگری نداشتند.

پیام ها:

۱- گروهی از منافقان با شایعه پراکنی، قالَتْ طائِفَهٌ … لا مُقامَ لَکُمْ و گروهی با فرار از جبهه، «یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ» در صدد تضعیف روحیه مؤمنان بودند.

۲- از تبلیغات منافقان برای دلسرد کردن رزمندگان،غافل نباشیم. «لا مُقامَ لَکُمْ»

۳- فرمانده جنگ،شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود. «یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ»

۴- قوای مسلح باید به قدری منظم باشد که هیچ کس حقّ خروج از لشکر را بدون مرخصی نداشته باشد. «یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ»

۵- آرامش و امنیّت فکری و خانوادگی برای رزمنده به قدری ضروری است که منافقان،دغدغه آن را بهانه ترک جبهه خود قرار دادند. «إِنَّ بُیُوتَنا عَوْرَهٌ»

۶- کسی که از خانه و زندگی دل نکند،نمی تواند موفّق باشد. «إِنَّ بُیُوتَنا عَوْرَهٌ»

۷- منافق،ترسو و بهانه گیر است.(به خاطر نداشتن شهامت،به جای موضع گیری صریح،بهانه گیری می کند.) «بُیُوتَنا عَوْرَهٌ»

۸- دشمن از مذهب،علیه مذهب استفاده می کند.(بهانه ی منافقان«حفظ ناموس» بود که یک دستور مذهبی است.) «بُیُوتَنا عَوْرَهٌ»

۹- وحی،افکار پلید منافقان را آشکار و آنان را رسوا می کند. «وَ ما هِیَ بِعَوْرَهٍ إِنْ یُرِیدُونَ إِلاّ فِراراً»

۲- مأیوس کردن رزمندگان و تضعیف روحیّه ی آنان،نشانه ی انحراف و نفاق است. ما وَعَدَنَا اللّهُ …

۳- در میان یاران پیامبر،برخی دچار شک و تردید و برخی دچار نفاق و دورویی بودند. «ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّ غُرُوراً»

_____________________

منبع : fa.shafaqna.com

قالب وردپرس

درباره‌ی جواد عصمتی

حتما ببینید

1620819589 unnamed file 310x165 - تفسیر آیاتی از جزء بیست ونهم: رهبر الهی باید قله های فساد را بشناسد / فرد مغرور را باید به ضعف ها و ناتوانی هایش متوجّه نمود / حرف حق را بگویید،گرچه در اقلیّت باشید / زود قضاوت نکنید و هر رفاهی را نشانه سعادت ندانید / در مدیریّت از نیروهای سالم خود،دفاع کنید / راه نجات از اخلاق ناپسند مداومت به نماز است / هرکس شاکر نباشد،کفور است،راه سوّمی وجود ندارد/ از نشانه های تکذیب عملی دین ترک نماز است

تفسیر آیاتی از جزء بیست ونهم: رهبر الهی باید قله های فساد را بشناسد / فرد مغرور را باید به ضعف ها و ناتوانی هایش متوجّه نمود / حرف حق را بگویید،گرچه در اقلیّت باشید / زود قضاوت نکنید و هر رفاهی را نشانه سعادت ندانید / در مدیریّت از نیروهای سالم خود،دفاع کنید / راه نجات از اخلاق ناپسند مداومت به نماز است / هرکس شاکر نباشد،کفور است،راه سوّمی وجود ندارد/ از نشانه های تکذیب عملی دین ترک نماز است

شفقنا-سوره های جزء بیست و نهم الملک از آیه ۱ تا ۳۰ (کامل) * القلم …

دیدگاهتان را بنویسید