یکشنبه , می 31 2020
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : کروناویروس

بایگانی/آرشیو برچسب ها : کروناویروس

پای این نوجوان در یک شب کرونایی جا ماند

نزدیک به سه ماه از حادثه‌ای که در یکی از شب‌های کرونایی برای «محمدحسن» اتفاق افتاد می‌گذرد؛ نوجوان زواره‌ای که در ضدعفونی کردن شهر به بقیه کمک می‌کرد. شب پنجم، پدرش هم همراهش بود. در یک لحظه، زمانی که محمدحسن روی تانکر ضدعفونی نشسته بود، پایش سر خورد و بین …

بیشتر بخوانید »

شما هم در این روزهای خانه‌نشینی چنین احساسی دارید؟

«اینترنت» می‌خواهد باور کنید که از «وقت اضافه»‌ای که در این ایام دارید به اندازه‌ی کافی استفاده نمی‌کنید؛ اما باور کنید که در خانه ‌ماندن و پرداختن به نیازهای اساسی کفایت می‌کند. به گزارش ایسنا، وقتی دِیو کیو سی‌و‌چهارساله که در فیلادلفیا مدیر هنری است، فهمید که تا اطلاع ثانوی …

بیشتر بخوانید »

چرا در ایران «دولت همیشه مقصر است»؟

دولتی که محدودیت ایجاد نمی‌کند، مقصر است، ایجاد می‌کند، مقصر است و وقتی تصمیم می‌گیرد که گام به گام محدودیت‌ها را حذف کند، باز هم مقصر است! به نظر می‌رسد دولت هر تصمیمی در مورد مدیریت کرونا در کشور اتخاذ کند، از حجم تقصیراتش کم نمی‌شود. چرا؟ به گزارش ایسنا، …

بیشتر بخوانید »

چند روایت از تاثیر کرونا بر روابط خانوادگی

این روزها اولین تجربه بشر از قرنطینه و اجبار به فاصله گرفتن از رفت و آمد و دیدار تازه کردن، دورکاری و محدودیت خرید و استفاده از هنر و باقی مواهب زندگی اجتماعی نیست اما در ادبیات و سینما آنقدرها به تجربه‌های قبلی قرنطینه پرداخته نشده است. شاید دلیل آن …

بیشتر بخوانید »

ناگفته‌هایی درباره «مرگ عزیزان» در دوران کرونا

«۲۰ اسفندماه ۹۸ شاهد مرگ مظلومانه و غریبانه پدرم بودم. در تمام عمرم انقدر غمگین نبودم. پدرم هیچ مراسمی نداشت و من نتوانستم با خانواده‌ام سوگواری کنم و آنها را در آغوش بکشم. من تجربه فوت مادرم را هم داشته‌ام؛ خیلی دردناک بود اما قضیه درباره پدرم خیلی فرق می‌کرد. …

بیشتر بخوانید »

هشدار! این سندروم از کرونا خطرناک‌تر است

کلاهش را برعکس روی سرش گذاشته و سرمست با دوستانش در پارک قدم می‌زند. چشمش به یک پاکبان می‌افتد و با خنده می‌گوید: «لباسمو با رفیقم ست کردم!» وقتی پاکبان خسته به او می‌گوید «برو»، با صدای بلند می‌خندد و به دوستانش می‌گوید «فقط مونده این به من بگه برو»! …

بیشتر بخوانید »

«میدونی چند ماهه نتونستم مادرمو ببینم؟»

تب همه مشتری‌ها را چک می‌کند و از آنهایی که دستکش ندارند می‌خواهد از ماده ضدعفونی‌کننده و دستکش‌هایی که روی میز گذاشته است، استفاده کنند: «همه رعایت نمی‌کنن. بعضیا انگار حرفامو نمی‌شنون و میرن. منم که نمی‌تونم باهاشون دعوا کنم. هدف فروشگاه جلب نظر مشتریه. اما موردهایی هم داشتیم که …

بیشتر بخوانید »

کسب و کارهای پنهان و زیرزمینی در روزهای کرونایی

روی میزی نزدیک دستشویی، درست روبه‌روی درِ ورودی، مواد ضدعفونی‌کننده دست، ماسک، دستکش و دستمال کاغذی گذاشته و به محض ورود به داخل سالن می‌خواهد که اول از همه دست‌هایمان را بشوییم و از دستکش و ماسک استفاده کنیم. به جز من و همراهم، مشتری دیگری ندارد و همراه شاگردش …

بیشتر بخوانید »

روایت دانشجویان از حضور در کلاس‌های مجازی

کلاسش ساعت ۱۱ صبح و به صورت آنلاین برگزار می‌شده. یک ساعت گذشته و هنوز نتوانسته وارد کلاس مجازی شود. سرانجام بعد از تلاش چندباره موفق به ورود به کلاس می‌شود اما چند دقیقه بیشتر نمی‌گذرد که دوباره ارتباطش قطع می‌شود و باید مراحل سخت قبل را دوباره امتحان کند. …

بیشتر بخوانید »